عشقعلی عبدی تنها شهید روستای زیبای نمهیل اردبیل

آفتاب میشود ...
نگاه کن که غم درون ديدهام
چگونه قطره قطره آب میشود
چگونه سايهی سياه سرکشم
اسير دست آفتاب میشود
نگاه کن
تمام هستيم خراب میشود
شرارهای مرا به کام میکشد
مرا به اوج میبرد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب میشود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمين عطرها و نورها
نشاندهای مرا کنون به زورقی
ز عاجها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر اميد دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
به راه پرستاره میکشانیام
فراتر از ستاره مینشانیام

عکس/ رئوف محسنی   ادامه عکس ها