اسماعیلی که از قربانگاه سرفراز بیرون آمد
بنده به عنوان عکاس خبری و دبیر عکس سرویس خبرگزاری مهر قصد داشتم این مطلب را قبل از رفتنش از خبرگزاری بنویسم اما چون که احساس می کردم دیگران از این نوشته ها برداشتهای غلطی را داشته باشند تا به امروز صبر را پیشه نمودم تا در فرصتی مناسب واقعیت از نگاه شخصی خودم را بازگو کنم.
به عنوان اولین نکته مهم در معرفی پرویز اسماعیلی باید بگویم که تمام افرادی که طی این مدت با او در تماس مستقیم یا غیر مستقیم بودند و او را می شناختند، خوب می دانند که او پایبند مسائل دینی و اخلاقی بود و به شدت و از اعماق وجود ذوب در ولایت فقیه بود. و آن را به وضوح در عمل نیز دنبال می کرد و این در حالی است که عده ای در دنیای رسانه ولایت فقیه را تنها در ظاهر قبول دارند و از طریق آن بدنبال کسب منافع شخصی هستند.
یاد دارم که او گزارش های تصویری ما را با دقت رصد می کرد و در چندین مورد نیز تذکرهای جدی و اساسی به شخص بنده به علت سهل انگاری و بی توجهی ها ولو کوچک و بسیار جزیی می داد که این موارد تنها ناشی از باور عمیق و اعتقادات قوی او بود و همین مسائل باعث شد که هیچ اتهامی در خصوص پایبند نبودنش به چارچوب نظام و رهبری که عده ای فتنه جو و فرصت طلب در این اواخر حضورش بدنبال آن بودند، هیچ گاه به وی نچسبد و هیچ فرد منصفی آن را باور نکند.
به جرات می توانم بگویم که پرویز اسماعیلی یکی از اندک مدیران رسانه ای است که نگاه بی طرفانه، مستند و حرفه ای به مسائل مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و...داشت. او همواره تاکید می کرد که نباید دید شخصی خود را وارد اخبار کنیم چرا که در ابتدا در پیشگاه خدا و سپس نظام مسئول هستیم. نمونه بارز این ویژگی اخلاقی اش هم در اخبار ریاست جمهوری که بارها مهر را مورد تحریم رسانه ای قرار داد، مشهود است و از آن بارزتر اخبار انتخابات ریاست جمهوری که نگاه بی طرفانه مهر را نسبت به کاندیداها مشهودتر نشان می دهد.
همین نگاه حرفه ای و عدم مزیج گویی اوبود که باعث می شد بیشترین وقتش را صرف جنگیدن با سازمانها و وزارتخانه ها و افراد حقیقی و حقوقی که نقد منصفانه را بر نمی تابیدند، کند تا خبر یا گزارش درست و موثق و ملموس فدای برداشتها و مصلحتهای شخصی برخی که موقعیتشان را در خطر می دیدیند، نشود. افرادی که ظرفیت نقدشان آنقدر بالا است که تنها می خواهند واقعیت ها را از پشت شیشه دودی ماشینهای شخصیشان در گذر از شهر ببینند و نه بیشتر!
برخی سایت سامانه شهری سما را نشان از جهت دار بودن فعالیت رسانه ای او می دانند، در حالیکه این موضوع هم اکنون در تمام رسانه های کشور معمول است و بسیاری از رسانه ها امور خبری ارگانها را به عهده دارند که روند معمولی است. سایت سما در زمان حضور احمدی نژاد در شهرداری نیز وابسته به مهر بود و فعالیتهای گسترده خبری را دنبال می کرد و تنها مربوط به این دوره نیست.

پیش از همه این موارد، اسماعیلی را یک مجاهد فی سبیل الله می توان دانست، کسی که دغدغه بهتر شدن اوضاع جامعه و کشور را دارد. نمونه گزارشهای زیادی از روستاها و شهرستانهای مختلف که مردم در معیشت معمولی با مشکل مواجه بودند در مهر منتشر شد که نتیجه آن دقت مسئولان دلسوز و توجه به آن نقطه شد. ساخت مدرسه، پل، کمک به کودکان آسیب دیده ناشی از سوختگی ، جمع آوری معتادان در سطح معابر عمومی و...تنها بخش کوچکی از این گزارش هاست که تنها با هدف رفع مشکل مردم و آبادانی ایران منتشر می شد و بس!
قطعا اسماعیلی نقصهایی را هم داشت که عده ای قصد بزرگنمایی آن را برای تخریب شخصیتش داشته باشند. نقصهای کوچکی که در مقابل ویژگی ها فردی و مدیریت رسانه ای مثبت او چندان جلوه ندارد که اگر این طور نبود، امروز شاهد این نبودیم که اکثر قریب به اتفاق بچه های تحریریه دائم یادش را با حسرت دل بخیر می کنند.
اما این نکته را نیز باید به خاطر داشته باشیم که در کشوری زندگی می کنیم که وقتی نهالی تبدیل به درخت تنومند می شود و قدرت باروری پیدا می کند، آن را قطع می کنند و جایش نهالی تازه می کارند و این دیگر قانونی نانوشته در کشور ما شده است. به عبارت دیگر تاریخ ایران شاهد نخبه کشی های زیادی است که پرویز اسماعیلی تنها یکی از موارد جزئی آن بود.
در پایان باید بگویم عده ی زیادی را دیدیم که طی این مدت دنبال آن بودند که اسماعیلی را قربانی خواسته های شوم و افکار فتنه انگیز خود کنند تا پس از این در هیچ رسانه جایی برای حضورش باقی نماند، دریغ از اینکه او از قربانگاهشان در پیشگاه خدا سرفراز و سربلند بیرون آمد.