زبانم در دهان باز بسته ست


نمی دانم چه می خواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته ست
در تنگ قفس باز است و افسوس که بال مرغ آوازم شکسته ست
نمی دانم چه می خواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد ...

+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر ۱۳۸۶ ساعت 11:22 توسط حیدر رضایی
|