امروز برای عکاسی رفته بودم همایش گفتگوی اسلام و مسیحیت متوجه چیزی در دست یکی از کاردینالهای شرکت کننده در همایش که از کلیسای واتیکان اومده بودند شدم خوب که دقت کردم دیدم چیزی شبیه تسبیح خودمونه ! تعجب کردم ! چون انتظار یه چنین چیزی در دست کاردینال کلیسا رو نداشتم من هم همش دنبال المانی برای نشان دادن گفتگو و رو در رویی این دو دین آسمانی بودم خوب گفتم چه چیزی از این بهتر ؟ از همه جالب تر اینکه انتهای این تسبیح یک صلیب بود که تداعی کننده مسیحیت بود از دست و تسبیح که عکاسی کردم رفتم جلو و دیدم ایشان در حال صحبت با یکی از دوستان مسیحی هست که یه صلیب بزرگ به گردن داشت خواستم این تسبیح را با صلیب بزرگ اون کاردینال عکاسی کنم ولی به یک مشکل برخورده بودم ؟ و اون مشکل این بود که اون آقایی که تسبیح در دست داشت متوجه شده بود که من از تسبیح اون دارم عکاسی میکنم و تسبیح را در مشت خود پنهان کرده بود و هر چی منتظر شدم که تسبیح را رها کنه نشد که نشد ! با خونسردی بهش اشاره کردم که تسبیح را رها کن و اون بلافاصله با کلمات انگلیس چیزهایی را گفت که من هیچ کدومشو نفهمیدم ! پیش خودم گفتم چی بگم که ضایع نشم ؟ گفتم هو آر یو ؟ دیم صورتش برفروخته شد و گفت : هو آر یو ؟ دوباره با صدای بلند تر شروع به گفتن یه سری دیگه کلمات انگلیسی شد. من که دیدم اوضاع خراب شده و مثل اینکه کلمه گفته شده از جانب من بیجا بوده . بعد از تمام شدن کلمات عصبانی اون بهش گفتم : یس اون با چهره برفروخته تر و صدای بلندتری گفت: یس ؟ دوباره قاطی کرد ما هم که دیدم اوضاع داره هی بدتر میشه و از زبان انگلیسی نمیشه استفاده بهینه کرد با زبان فارسی بهش گفتم : آقا جون قاطی نکن هرچی تو میگی درسته تسبیح تم محکم نگهدار یه وقت نزدنش ؟
ادامه عکسها را اینجا ببینید.

