تبليغاتX
حیدریم - ما مسلح به الله اکبریم

رفتن همیشه تلخ نیست. گاه، رفتن‏ها از همان آغاز، مؤیّد رسیدن است. پرپر شدن، همیشه اشک‏آلود نیست؛ گاه، حماسه‏ای زبانزد است.
باید این خاک فرارفته تا آسمان را که میراث خون‏های شهید و بی‏باک است، با دست‏های خداخواهی و با باور بی‏تردید، در آغوش بگیریم و پاسدار این مرز روبه خدا باشیم.
هراسی نیست؛ خداوند، بالای سرِ ایمان ما سایه دارد.
هراسی نیست؛ مؤمنان، رستگاران همیشه‏اند.
«نهراسید و اندوهگین مباشید که شما برترید؛ اگر به خداوند ایمان دارید».
راه بهار، بسته نیست
راه بهار، بسته نیست. هرگوشه اشارت چشمان پیرمیخانه، سجاده به سوی بهار می‏سازد. شال و کلاه کرده‏ام تا از جاده خونین لاله‏ها بگذرم. می‏خواهم به جاده‏ای بروم که در آن، علایم راهنمایی بندگی گذاشته‏اند؛ جاده‏ای که با لبخند از آن گذشتید و من با وضو باید بگذرم. اکنون، می‏خواهم با طهارت کلامتان و استعانت شفاعتتان و نیت امامتان، وضو کنم.
لاله، از جویبار خودسازی آب می‏خورد
خون، اولین رنگ نقاشی ما در بهار بود. پدرم می‏گفت، اگر لاله‏ای نروید، بهاری نمی‏آید و من برای آمدن بهار معرفت، هر روز، هزار بار شهید می‏شوم؛ هر روز، هزار بار روی مین توبه می‏روم.
پدرم می‏گفت، لاله‏ها از جویبار خودسازی آب می‏خورند؛ نه از آبراه خودپرستی. می‏خواهم جهانی به رنگ مردانگی شما بسازم.

و چقدر زود فراموش شدند! آنها برادران و خواهران ما بودند. و آنان ما را خواهند بخشید!
بیا به بهشت زهرا برویم تا برادرم تنها نماند.
بیا به بهشت زهرا برویم تا با همه احوال‏پرسی کنیم.
بیا به بهشت زهرا برویم تا با نگاه‏هایشان آشتی کنیم.
سلام کنیم
و شهیدان در ما حضور دارند.
من بارها با شهیدان، در بهشت زهرا، قدم زده‏ام و برای‏شان شعر خوانده‏ام.
من، روزی صد بار به بهشت زهرا می‏روم؛ غربتم را به شهیدان می‏گویم و آنها روزی هزار بار، مرا به گریه مهمان می‏کنند.
بیا با شهیدان، مهربان‏تر باشیم.
بیا با آنان حرف بزنیم؛ سلام کنیم، دست بدهیم!
آنها خواهران و برادران ما هستند.
و... ما را می‏بخشند.
بیا به بهشت زهرا برویم.
یک، دو، سه؛ شهید!
زینب مسرور
تنور جنگ زبانه می‏کشید
سیاهی شب بر تن دشت تازیانه می‏زد
نخل‏ها سر بریده می‏شدند
آواز در گلوی نی‏ها خشکیده بود
و تنها موسیقی سهمگین خمپاره‏ها و توپخانه، در گوش چنگ می‏انداخت
لاله‏ها پرپر می‏شدند!
کسی باید به داد بشریت می‏رسید!
کسی باید بر می‏خاست
و آن‏گاه، برخاستند
لشکر پابرهنه خدا؛
با گام‏هایی استوار
«ما مسلح به الله اکبریم»

یاد و خاطره ۵۸۶۰ شهید عملیات کربلای یک ۱۰/۴/۶۵ (آزاد سازی شهر مهران) گرامی باد.

نوشته شده توسط حیدریم در ساعت 15:7 | لینک  |