تبليغاتX
حیدریم - پاكی آوردی ای اميد سپيد

برف نو! برف نو! سلام، سلام
بنشين، خوش نشسته‌ای بر بام

پاكی آوردی ای اميد سپيد
همه آلودگي‌ست اين ايام

راه شومی‌ست می زند مطرب
تلخواری‌ست می چكد در جام

اشكواری‌ست می كشد لبخند
ننگواري‌ست می تراشد نام

مرغ شادی به دامگاه آمد
به زمانی كه برگسيخته دام

ره به هموار جای دشت افتاد
ای دريغا كه برنيايد گام

کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع برگرفته‌ایم از کام

خامسوزيم الغرض بدرود
تو فرود آی برف تازه سلام!

"احمد شاملو"

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 16:30 | لینک  |