
انسان ذاتا موجودی راحت طلبی است، فاصله بین تکدی گری تا اراده قوی ، خودباوری ، اعتماد به نفس و استفاده بهینه از دیگر اعضای سالم بدن برای گذران زندگی و حتی پیشرفت در علم ، هنر و ورزش و کسب موفقیت های بسیار ارزنده و درخشان در چیست؟ آیا با یک نقص عضو باید تکدی گری کرد؟شاید یکی از علل آن سوء استفاده از احساسات انسان دوستانه مردم و در معرض قرار دادن نقاط آسیب دیده بدن ، استفاده از کودکان معصوم و تجارت آنان و... وحتی در حد حرفه ای خرید و فروش مکانها تکدی گری؟ از سوی دیگر برخوردهای مسئولین ذیربط همیشه مقطعی و گذرا بوده، و هیچگاه تدبیری بلند مدت برای رفع این معضل اجتماعی نکرده اند. دوستی می گفت: بخاطر موقعیت شغلی باید ماه ها در آذربایجان کار می کردم یکی از مواردی که برام خیلی جذاب بود حتی یک گدا در شهر نبود و علت آن هم تعصب خود آذری ها بود به هیچ عنوان تحمل تکدی گری در شهر را نداشتند اگر هم زبان بود او را سریع به افراد خیر معرفی می کردند تا مشکلات اقتصادی او در کوتاه مدت و بلند مدت رفع شود تا بهانه ای برای تکدی گری نداشته باشد اگر باز مرتکب تکدی گری می شد تا سه بار به او فرصت می دادند تا خود را با وضع موجود هماهنگ کند و در صورت تکرار او را از شهر بیرون می کنند و اگر آذری نبود و از شهر های دیگر آمده بود به او یک بار بیشتر فرصت نمی دادند و در صورت تکرار از شهر اخراج می شد همین امر باعث شده بود حتی یک گدا در شهر نبود! آفرین بر این تعصب!