
۲۱ سال پیش زوج جوانی پس از درمانهای زیاد نتوانستند فرزندی داشته باشند و تصمیم گرفتند به شیر خوارگاه آمنه بروند و کودکی را برای فرزند خواندگی بیاورند که حاصل این تصمیم آوردن دو دختر بنامهای ویدا و لیدا بود.


(مادر لیدا در جلسه محاکمه)
ویدا با پسر مورد علاقه اش ازدواج می کند و به همراه همسرش برای زندگی به آمریکا می رود، لیدا در محل کار و از طریق صاحب کار خود با پسری (مجتبی ص) آشنا می شود پدر لیدا از آشنایی و رفت و آمد دوست لیدا به شدت جلوگیری میکرده و او را مناسب لیدا و خانواده نمی دانسته ، و حتی یکبار مجتبی به منزل لیدا تماس تلفنی می گیرد و پدر لیدا با گفتن فحش و ناسزا قصد قطع کردن این روابط را داشته ، لیدا در مدت دوستی با مجتبی چندین بار مبالغی زیادی تحت عناوین مختلف به مجتبی پرداخت می کند از آنجایی که مجتبی ص کینه از پدر لیدا گرفته ، و دختر نیز دست از دوستی با او برنداشته بود مجتبی و به لیدا نقشه ای را طراحی می کنند تا بتوانند پدر و مادر را دچار افسردگی کنند تا دیگر تحت مراقبت زیاد و رسیدگی و نصیحتها قرار نگیرند.


مجتبی ص با همکاری یکی از دوستانش در داروخانه محل زندگی و ارائه ۹۰۰ عدد قرص آرام بخش (دیازفام) به لیدا و با مشارکت یکدیگر در طول سه روز قرصها را با تعداد ۵۰ عدد در غذا شروع می کنند در مرحلی اول مادر لیدا متوجه تلخ شدن غذا می شود که گمان می برد شاید از فاسد شدن گوشت در خورشت باشد که سه بار خورشتها را دور می ریزد لیدا تصمیم می گیرد این بار در آبمیوه پدر و سوپ جو مادر این کار را بکند که پس از مصرف آنها به خواب بسیار سنگینی می روند در همین حال محتبی ص که نقش بسیار تحریک کننده داشته (از این لحاظ که برای آنها مشکلی به وجود نمی آورد و فقط کمی بخواب میروند) و تهدید کننده (از این لحاظ که تو ترسو هستی و من اطلاعاتی هستم و اگر این کار را نکنی پدرتو در می آورم و باید این کار را بکنی) با تماسهای زیاد و پیگیری و القا نقشه شوم خودرا ایفا می کند.

(باز سازی صحنه نسب سوند به پدر لیدا)
لیدا غافل از اینکه مجتبی با اجرای نقشه شوم خود مبنی بر رسیدن به لیدا و (زنا) از یک طرف و از طرف دیگر فوت پدر سخت گیر در طول چند روز که طبیعی نشان بدهد، را در سر می پروراند و هرز گاهی که پدر و مادر لیدا به هوش می آمدند دوباره آبمیوه و غذای آلوده به آنها می خوراندند تا آنها عاری از هر گونه مزاحمتی به کار خود ادامه دهند، لیدا که بی هوشی و نامتعادل بودن شرایط فیزیکی پدر و مادر خود را می بیند چند بار خواستار آوردن پزشک و یا بردن آنها به پزشک می شود که مجتبی با رفتن به بیرون از منزل و دست خالی آمدند تلاش خود را بی فایده نشان می دهد روز دوم آنها متوجه می شوند که پدر لیدا مشکل دفع ادرار دارد که با خارج شدن مجتبی از منزل و آوردن سوند، پدر لیدا را برهنه می کنند با نگهداشتن لیدا و اجرای ناموفق نسب سوند، تلاش آنها را بی فایده می ماند، تماسهای زیاد خاله لیدا در طول این چند روز و جوابهای غیر واقعی و غیر منطقی لیدا و مجتبی او را به شک و نگرانی از اوضاع خواهر و شوهر خواهر خود می کند. روز سوم خاله لیدا به طور سرزده به منزل آنها می رود که پس از ورود به منزل با صحنه خواب سنگین همراه با ضعف شدید قوای جسمانی پدر و مادر لیدا مواجه می شود. پس از انتقال آنها به بیمارستان و معاینات پزشک مشخص می شود که پدر لیدا به علت استفاده بسیار زیاد از قرصهای خواب آور (۹۰۰ عدد) فوت کرده و تلاش برای زنده ماندن مادر لیدا که علائمی از آثار حیات در او دیده می شد آغاز شد. مادر لیدا پس از بهبودی اولیه با نادیده گرفتن و گذشت از دخترش لیدا، از مجتبی ص به خاطر قتل،اجرا و تحریک دخترش در قتل همسر و آسیب به بدن خود شکایتی را به دادگاه تسلیم کرد.
همزمان با اعتراف هاى پسر ۲۳ ساله و دختر جوان، پرونده پس از صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد و چندى قبل نيز ۵ قاضى دادگاه به رياست نوراله عزيز محمدى، پس از محاكمه متهمان و دريافت آخرين دفاعيات شان وارد شور شده و با اكثريت آرا حكم به قصاص نفس - اعدام- «ليدا و «صابر» دادند.
