


مردى كه پس از ارتكاب جنايت براى فرار از چنگال عدالت با جراحى پلاستيك تغيير چهره داده بود، از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران به قصاص نفس - اعدام - محكوم شد.
متهم: چند شب قبل از حادثه به «منوچهر» زنگ زدم و گفتم چرا عكس زن مرا به عنوان متهم فرارى در شهر منتشر كردى و آبروى من و همسرم را بردى؟ اگر زمين من را با پارتى بازى به نام خودت كردى اشكال ندارد. اما از شكايت عليه همسرم صرف نظر كن. اما او با شنيدن حرف هايم شروع به فحاشى كرد. به او گفتم من ناموس پرستم. او گفت اگر تو كلت كمرى دارى ما هم مسلسل داريم. وى ادامه داد: من نمى توانستم اين شرايط را تحمل كنم و مى خواستم او را بترسانم تا رضايت دهد و مشكلات برطرف شود و به همين خاطر به خانه اش رفتم. خودم را وكيل معرفى كردم.وقتى منوچهر در را باز كرد اسلحه را روى سرش گذاشتم. او را به طرف پاركينگ برده و گفتم نيامده ام بكشمت. ۲۴ ساعت فرصت دارى پرونده اى را كه عليه زنم درست كردى با اعلام رضايتت از بين ببرى. قصد خروج از پاركينگ را داشتم كه منوچهر به طرفم حمله كرد. با حمله او كلاه نقاب دار روى چشمانم افتاد. براى ترساندن او با قنداقه تفنگ ضربه اى به بدنش زدم كه به طرفم حمله ور شد. او از من قوى تر بود به خاطر همين چند تيرى به طرفش شليك كردم اما نديدم كجا خورد بعد هم سوار بر موتوسيكلت متوارى شدم.
قاضى: چرا اسلحه حمل مى كردى؟
متهم: مقدار زيادى بدهى داشتم. به همين خاطر ۷ سال متوارى بودم و هميشه هم اسلحه داشتم.
قاضى: به مقتول چقدر بدهكار بودى؟
متهم: ۱۲ ميليون تومان. اما حدود ۳۰ ميليون تومان هم به عنوان بهره پرداخته بودم.
قاضى: چرا تغيير چهره دادى؟
متهم: وقتى ديدم ممكن است شناسايى شوم تغيير چهره دادم.
قاضى: چقدر براى تغيير چهره هزينه كردى؟
- يك و نيم ميليون تومان.
قاضى: چرا اين قدر اسلحه نگهدارى مى كردى؟
متهم: ۳ اسلحه با جواز و ۹ اسلحه غيرقانونى داشتم. جمع آورى اسلحه را هم دوست داشتم.
قاضى: با وجود داشتن جواز، چرا اسلحه را در قاب جاسازى كرده بودى؟
متهم: من دنبال اسلحه صداخفه كن دار بودم كه فروشنده آن را به من داد.
قاضى: آيا حاضرى از خانواده اولياى دم عذرخواهى كنى؟
متهم: عذرخواهى از خانواده اولياى دم زمانى معنا دارد كه قتل عمدى باشد اما من فكر مى كنم با اين كار آبروى زنم را خريدم و هيچ عذرخواهى ندارم.
منشاء این قتل نزول و نزولی خواری بود بنا به گفته متهم ماهیانه ۶۰۰ هزار تومان نزول ۱۲ میلیون مقتول را پرداخت میکرده که به خاطر فشار قرار دادن متهم برای پرداخت نزولها داستان همسر ایشان توسط مقتول طراحی و اجرا می شود و در ادامه تهمت و قتل و ... به دنبالش آمده بود.
