
روزی که این عکس را در وبلاگم گذاشتم هیچ وقت فکر نمیکردم دل مومنی بلرزد و به او کمک کند.
درسته! این عکس همان کودکی است که در سفر رئیس جمهور به استان آذربایجان غربی (ارومیه) گرفته بودم و روز هفتم شهریور در وبلاگم آبدیت شد. شخصی برای من کامنت گذاشت مبنی بر اینکه میخواهد هزینه جراحی دست او را تقبل کند من با او ارتباط برقرار کردم و طی گفتگوی که با انجام دادم مطلع شدم او ایرانی (بسیجی جانباز) خارج از کشور هست قرار شد این پسر بچه را پیدا کنم و به او اطلاع دهم. هیچ سرنخی از او نداشتم با مشورت دوستان به این نتیجه رسیدم که از طریق بهزیستی ارومیه قضیه را پیگیری کنم خدا کمک کرد و در آنجا هم انسانهایی مومن و مهربان کمال همکاری و مساعدت را کردند و طی روزهای متمادی تماس و پیگیری بلاخره روزی با من تماس گرفتند و شماره منزل و مدرسه او را به من دادند.من اول با مدیر مدرسه صحبت کردم و او که خود از مومنان و خدمتگزاران صدیق بچه ها بود به من گفت این پول را به پدرش ندهید چون او معتاد است و امکان دود کردن پول بالاست. من از او خواستم مسئولیت پیگیری و درمان این طفل معصوم را قبول کند و او در نهایت ایثار و دلسوزی قبول کرد هزینه درمان او را از مدیر خواستم و او بعد از مطلع شدن از دکتر معالج مبلغ را که بالغ بر یک میلیون و پانصد هزار تومان بود اعلام کرد من به اطلاع فرد خیر رساندم او پول را واریز کرد و من به شماره حساب خانم مدیر .چند روز پیش خانم مدیر با من تماس گرفت و آدرس ایمیل من را خواست و برای من عکسی را ایمیل کرد که در ذیل میبینید.

با دست خورشیدی تو شکفته می مانم ...
از ایسنا بخوانید.