تبليغاتX
حیدریم

ادای نذر مسیحیان ارامنه خیابان زرکش (تهران نو) در روز عاشورای حسینی

شهید دستغیب در کتاب داستانهای شگفت انگیز نقل می کند: یکی از هندوها از دنیا می رود و به رسم آئین خود، جسد او را آتش می زنند تا خاکستر شود بعد از سوخته شدن جسد، متوجه می شوند که دست و سینه او نسوخته است چندین بار دست و سینه او را آتش می زنند ولی کار ساز نمی شود این مطلب را به یکی از بزرگان هندوها میرسانند او می گوید: بروید و زندگی او را بررسی کنید ببینید او در زندگی چه می کرده؟ پس از بررسی و تحقیق درباره زندگی این هندو، متوجه می شوند او روز عاشورا در مراسم عزاداری امام حسین (ع) سینه می زده! این مطلب را به اطلاع بزرگ هندوها می رسانند او می گوید دستی که برای حسین (ع) سینه بزنه نمی سوزه، دست و سینه او را در قبرستان شیعه ها دفن کنید. 

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 8:38 | لینک  | 

پشت صحنه پوستر فیلم مخمصه

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 10:4 | لینک  | 

 جهان پهلوان تختی درباره زندگی خویش چنین می گوید:

به نظر من، تاریخ تولد و مرگ یک انسان، همه زندگی او را تشکیل نمی دهد. آنچه که زندگی یک مرد را از لحظه آغاز، از روز تولد تا لحظه مرگ را می سازد، شخصیت،روحیه،جوانمردی،صفا، انسانیت و اخلاقیات اوست اما چون شما به اصرار از من، همه زندگی مرا از آغاز تولد تا امروز که تاریخ ۲۵ مهر ماه ۱۳۴۶ خواسته اید. این است که من به خواست شما احترام می گذارم. اما این کار من در اعتقادات من تغییری ایجاد نمی کند.

اسم من "غلامرضا تختی" است در شهریور ۱۳۰۹ در خانی آباد تهران متولد شدم. پدرم در محل فعلی انبار راه آهن زمین خرید تا یخچال طبیعی درست کرد (یخ فروشی می کرد). پدرم روی اصل اعتقادات مذهبی اش و ارادت خالصانه به امام هشتم (ع) نام غلامرضا را بر من نهاد. مدت ۹ سال در دبستان و دبیرستان منوچهری در خانی آباد درس خواندم. زندگی با مردم به من آموخت که مردم را دوست داشته باشم و در حد توانایی ام به آنها کمک کنم. من ورزش را دوست دارم، برای اینکه ورزش کرده باشم. من کسی نیستم که قهرمان شدن و مدال گرفتن را به قیمتی که باشد بخرم!

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 14:43 | لینک  | 

همایش جهانی سازی، خصوصی سازی و عدالت اقتصادی

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 12:20 | لینک  | 

برف نو! برف نو! سلام، سلام
بنشين، خوش نشسته‌ای بر بام

پاكی آوردی ای اميد سپيد
همه آلودگي‌ست اين ايام

راه شومی‌ست می زند مطرب
تلخواری‌ست می چكد در جام

اشكواری‌ست می كشد لبخند
ننگواري‌ست می تراشد نام

مرغ شادی به دامگاه آمد
به زمانی كه برگسيخته دام

ره به هموار جای دشت افتاد
ای دريغا كه برنيايد گام

کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع برگرفته‌ایم از کام

خامسوزيم الغرض بدرود
تو فرود آی برف تازه سلام!

"احمد شاملو"

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 16:30 | لینک  | 

اسباب کشی منزل یکی از نظامیان توسط سربازان خادم زیر پرچم و کامیون نیروی زمینی ارتش! 

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 13:16 | لینک  | 

متاسفانه فرهنگ چشم به هم چشمی روز به روز آنچنان در حال پیشرفت و سیر صعودی است که بعضی وقت ها اصل موضوع فراموش میشه! مثل اختلافات شدید (زن و شوهر) بر سر تعداد مدعوین ، سالن ، نوع غذا برای ولیمه حج/ سوغاتی های بسیار گران قیمت برای تعداد کثیری از فامیل و آشنایان و ... که بعضی اوقات هزینه های حاشیه و بعد آن، از خود حج بسیار بیشتر میشه! یا قضا شدن نمازهای صبح در شب های عزاداری محرم! که اصل پیام امام حسین (ع) که همان اقامه نماز و احیای ارزشهای جد بزرگوارش نبی اکرم (ص) است ، ارائه نمیشه! سرگرم شدن و بزرگ نمایی کارهایی که باعث دوری از اصل موضوع که تربیت انسان محسوب میشه، همان بیراه رفتن و شکست هایی هست که مسلمانان  همیشه از این ناحیه در طول تاریخ ضربه خورده اند.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 8:55 | لینک  |