تبليغاتX
حیدریم

نمونه بن اهدایی وزارت رفاه (مبلغ ۳۲ هزار تومان) به محرومین/ قابل استفاده در فروشگاه های زنجیره ای

نشست خبری عبدالرضا مصری وزیر رفاه و تامین اجتماعی 

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 13:4 | لینک  | 

انسان ذاتا موجودی راحت طلبی است، فاصله بین تکدی گری تا اراده قوی ، خودباوری ، اعتماد به نفس و استفاده بهینه از دیگر اعضای سالم بدن برای گذران زندگی و حتی پیشرفت در علم ، هنر و ورزش و کسب موفقیت های بسیار ارزنده و درخشان در چیست؟ آیا با یک نقص عضو باید تکدی گری کرد؟شاید یکی از علل آن سوء استفاده از احساسات انسان دوستانه مردم و در معرض قرار دادن نقاط آسیب دیده بدن ، استفاده از کودکان معصوم و تجارت آنان و... وحتی در حد حرفه ای خرید و فروش مکانها تکدی گری؟ از سوی دیگر برخوردهای مسئولین ذیربط همیشه مقطعی و گذرا بوده، و هیچگاه تدبیری بلند مدت برای رفع این معضل اجتماعی نکرده اند. دوستی می گفت: بخاطر موقعیت شغلی باید ماه ها  در آذربایجان کار می کردم یکی از مواردی که برام خیلی جذاب بود حتی یک گدا در شهر نبود و علت آن هم تعصب خود آذری ها بود به هیچ عنوان تحمل تکدی گری در شهر را نداشتند اگر هم زبان بود او را سریع به افراد خیر معرفی می کردند تا مشکلات اقتصادی او در کوتاه مدت و بلند مدت رفع شود تا بهانه ای برای تکدی گری نداشته باشد اگر باز مرتکب تکدی گری می شد تا سه بار به او فرصت می دادند تا خود را با وضع موجود هماهنگ کند و در صورت تکرار او را از شهر بیرون می کنند و اگر آذری نبود و از شهر های دیگر آمده بود به او یک بار بیشتر فرصت نمی دادند و در صورت تکرار از شهر اخراج می شد همین امر باعث شده بود حتی یک گدا در شهر نبود! آفرین بر این تعصب!

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 7:54 | لینک  | 

موسی و آمنه شیخ در مرکز سی تی اسکن و ام آر آی نور

عکس سه بعدی موسی شیخ در مونیتور

فتوگرافی تخصصی پزشکی

روز هفدهم شهریور با پست بالاتر از عشق که به روایت زندگی سراسر عشق و فداکاری موسی و آمنه شیخ می پرداخت اطلاع رسانی و با ارائه پست الکترونیکی  hidarrezaei@yahoo.com جهت ارائه شماره حساب بانکی ، تلفن و نشانی محل زندگی برای برطرف شدن هر گونه تر دید و سوء ظن اقدام شد. در این مدت تعداد ۱۴۶۰ عدد ایمیل از ایرانیان غیرتمند داخل ( تهران،مشهد،تبریز،اصفهان،سیستان و بلوچستان،بوشهر،مازندران،ایلام و ...) و خارج از کشور (آمریکا،کانادا،استرالیا،آلمان،انگلیس،ژاپن،چین،سوئیس،سوئد،امارات،دانمارک) دریافت کردم که ماحصل این ایمیل ها نامه های سراسر عشق، امید، ستایش و تکریم خانواده شیخ خصوصا بانوی فداکار موسی (آمنه) بود ابراز همدردی و ابراز بازنگری در روابط زناشویی خود، دوری از حرفها و مسائل پیش پا افتاده و تاثیر قدرت عشق واقعی در زندگی، و صد البته همراه با قبطه، همگی از تاثیرات داستان زندگی آمنه شیخ بود. کمکهای مالی که تا امروز واریز شده است رقمی بالغ بر ۰۰۰/۰۰۰/۴۴ ریال معادل چهار میلیون و چهارصد هزار تومان است. در اولین اقدام، با مشورت دوستان و تحقیق زیاد در رابطه با پزشک مجرب، دکتر علی منافی یکی از بهترین جراحان پلاستیک و زیبایی به جهت جراحی های بسیار سنگین و موفق صورتهای آسیب دیده از اسید پاشی ها انتخاب شد. همراه با خانم خیری که به نیابت جمع کثیری از خیرین آمده بودند ملاقاتی با دکتر منافی صورت گرفت دکتر پس از آگاهی کامل از حادثه و کمکهای خیرین، خواستار ویزیت کامل موسی شیخ و آگاهی از داشتن مدارک پزشکی و کارهای انجام شده گذشته شدند. با تصاویر موسی شیخ مسائلی را مطرح کردند از جمله: ایشان حتی کاندید پیوند صورت هم می باشند و اگر پس از ویزیت نتیجه بر بازسازی صورت شد و احتیاجی به پیوند صورت نداشت شاید ۲ سال درمان ایشان به طول بیانجامد و هر قسمت (لب بالا،بینی،ابرو،پلک،پیشانی و گونه) عمل های متعدد را می طلبد که همین امر به طولانی شدن درمان ایشان می انجامد. پس از چند روز با آمدن موسی و همسرش دکتر منافی با دیدن مدارک پزشکی، عکس سه بعدی و فتوگرافی تخصصی پزشکی را نقض پرونده دانست تا با ارائه آن تشخیص دقیق و چگونگی درمان و هزینه های سنگین جراحی و بیمارستان را اعلام کنند. در این میان طبیب خیری از کانادا خواستاراعزام موسی شیخ به کانادا جهت درمان و بازسازی صورت بود که با مشورت با دکتر منافی، مورد متفاوت و مناسب تری به لحاظ درمان موسی شیخ در ایران و کانادا ندیدند. به اطلاع تمامی دوستان و عزیزان خیر و ایرانیان غیرتمند داخل و خارج از کشور می رسانم با تشکر و عرض ارادت به منظور کمک های نقدی ، غیر نقدی ، معنوی، عاطفی و انسانی، اولویت در کمکهای نقدی در جهت هزینه های بسیار سنگین بیمارستان و مراقبتهای پزشکی می باشد و هر گونه کمک و همراهی،طرح و ایده مورد توجه می باشد. در همین راستا جهت همراهی و شرکت در این امر خیر دکتر منافی نیز در زمینه جراحی های بسیار زیاد و سنگین حداقل هزینه را دریافت خواهند نمود.

انعکاس پست بالاتر از عشق در سایتها ، وبلاگها و ایمیل ها

نمونه ای از صدها ایمیل:

 کمک نقدی یک مسیحی، خیری که وسائل زندگی مادر مرحومش را اهدا می کند،خیری که هزینه های تحصیلی فرزندان موسی را تقبل می کند،خیری که ماهیانه مبلغی را واریز می کند،خیری که حاضر به خرید و ارسال وسائل پزشکی مورد نیاز از اروپا است،خیری که هزینه های درمان وی در کانادا تقبل کرده است،شیخ عربی در بوشهر حاضر به کمک مالی است ، کمک پزشکی خانم دکتر جراح پلاستیک مقیم انگلیس ، اهدا امکانات و وسائل منزل و دهها مورد مشابه دیگر ... با توجه به اینکه همه این موارد عملی نشده

سایت ها:

سایت خبری ایران نیوز

سایت خبری انتخاب

وبلاگها:

 انشاء یک نوجوان با موضوع نوعدوستی 

فداکاری در عین فقر مسعود بهنود

به این عشق کمک کنیم کافه تیتر

بالاتر از عشق توصیفنامه ها

بالاتر از عشق نیمه حاضر

بالاتر از عشق بالاترین

بالاتر از عشق ایران جاوید

به خاطر آمنه سرگیجه

بالاتر از عشق تولدی دوباره

بالاتر از عشق سایت پی سی دیتا

بالاتر از عشق عشقولانه های دیو و دلبر

بالاتر از عشق انجمن حکایات شما

بالاتر از عشق ایرانیان

داستانی به درخواست یه دوست بهارمن

بالاتر از عشق فتوبلاگ بابک برزویه

جهت اطلاعات بیشتر با پست الکترونیکی hidarrezaei@gmail.com  ارتباط برقرار کنید.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 10:39 | لینک  | 

تعجب نکنید! صاحب چادر صحرایی، صاحب خانه جوابش نکرده! شرایط اجتماعی جوابش کرده. این چادر متعلق به (قاسم ک) دانشجویی رشته روانشناسی هست که از ساعت یک بعداز ظهر به بعد از میل گردهای ساختمانی نگهبانی میده و روزی پنج هزار تومان میگیره! میگفت: بهتر از بیکاریه، یه گوشه کمک خرج تحصیلی را پر میکنه.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 8:54 | لینک  | 

۲۱ سال پیش زوج جوانی پس از درمانهای زیاد نتوانستند فرزندی داشته باشند و تصمیم گرفتند به شیر خوارگاه آمنه بروند و کودکی را برای فرزند خواندگی بیاورند که حاصل این تصمیم آوردن دو دختر بنامهای ویدا و لیدا بود.

(مادر لیدا در جلسه محاکمه)

ویدا با پسر مورد علاقه اش ازدواج می کند و به همراه همسرش برای زندگی به آمریکا می رود، لیدا در محل کار و از طریق صاحب کار خود با پسری (مجتبی ص) آشنا می شود پدر لیدا از آشنایی و رفت و آمد دوست لیدا به شدت جلوگیری میکرده و او را مناسب لیدا و خانواده نمی دانسته ، و حتی یکبار مجتبی به منزل لیدا تماس تلفنی می گیرد و پدر لیدا با گفتن فحش و ناسزا قصد قطع کردن این روابط را داشته ، لیدا در مدت دوستی با مجتبی چندین بار مبالغی زیادی تحت عناوین مختلف به مجتبی پرداخت می کند از آنجایی که مجتبی ص کینه از پدر لیدا گرفته ، و دختر نیز دست از دوستی با او برنداشته بود مجتبی و به لیدا نقشه ای را طراحی می کنند تا بتوانند پدر و مادر را دچار افسردگی کنند تا دیگر تحت مراقبت زیاد و رسیدگی و نصیحتها قرار نگیرند. 

مجتبی ص با همکاری یکی از دوستانش در داروخانه محل زندگی و ارائه ۹۰۰ عدد قرص آرام بخش (دیازفام) به لیدا و با مشارکت یکدیگر در طول سه روز قرصها را با تعداد ۵۰ عدد در غذا شروع می کنند در مرحلی اول مادر لیدا متوجه تلخ شدن غذا می شود که گمان می برد شاید از فاسد شدن گوشت در خورشت باشد که سه بار خورشتها را دور می ریزد لیدا تصمیم می گیرد این بار در آبمیوه پدر و سوپ جو مادر این کار را بکند که پس از مصرف آنها به خواب بسیار سنگینی می روند در همین حال محتبی ص که نقش بسیار تحریک کننده داشته (از این لحاظ که برای آنها مشکلی به وجود نمی آورد و فقط کمی بخواب میروند) و تهدید کننده (از این لحاظ که تو ترسو هستی و من اطلاعاتی هستم و اگر این کار را نکنی پدرتو در می آورم و باید این کار را بکنی) با تماسهای زیاد و پیگیری و القا نقشه شوم خودرا  ایفا می کند.

(باز سازی صحنه نسب سوند به پدر لیدا)

لیدا غافل از اینکه مجتبی با اجرای نقشه شوم خود مبنی بر رسیدن به لیدا و (زنا) از یک طرف و از طرف دیگر فوت پدر سخت گیر در طول چند روز که طبیعی نشان بدهد، را در سر می پروراند و هرز گاهی که پدر و مادر لیدا به هوش می آمدند دوباره آبمیوه و غذای آلوده به آنها می خوراندند تا آنها عاری از هر گونه مزاحمتی به کار خود ادامه دهند، لیدا که بی هوشی و نامتعادل بودن شرایط فیزیکی پدر و مادر خود را می بیند چند بار خواستار آوردن پزشک و یا بردن آنها به پزشک می شود که مجتبی با رفتن به بیرون از منزل و دست خالی آمدند تلاش خود را بی فایده نشان می دهد روز دوم آنها متوجه می شوند که پدر لیدا مشکل دفع ادرار دارد که با خارج شدن مجتبی از منزل و آوردن سوند، پدر لیدا را برهنه می کنند با نگهداشتن لیدا و اجرای ناموفق نسب سوند، تلاش آنها را بی فایده می ماند، تماسهای زیاد خاله لیدا در طول این چند روز و جوابهای غیر واقعی و غیر منطقی لیدا و مجتبی او را به شک و نگرانی از اوضاع خواهر و شوهر خواهر خود می کند. روز سوم خاله لیدا به طور سرزده به منزل آنها می رود که پس از ورود به منزل با صحنه خواب سنگین همراه با ضعف شدید قوای جسمانی پدر و مادر لیدا مواجه می شود. پس از انتقال آنها به بیمارستان و معاینات پزشک مشخص می شود که پدر لیدا به علت استفاده بسیار زیاد از قرصهای خواب آور (۹۰۰ عدد) فوت کرده و تلاش برای زنده ماندن مادر لیدا که علائمی از آثار حیات در او دیده می شد آغاز شد. مادر لیدا پس از بهبودی اولیه با نادیده گرفتن و گذشت از دخترش لیدا، از مجتبی ص به خاطر قتل،اجرا و تحریک دخترش در قتل همسر و آسیب به بدن خود شکایتی را به دادگاه تسلیم کرد.

 همزمان با اعتراف هاى پسر ۲۳ ساله و دختر جوان، پرونده پس از صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد و چندى قبل نيز ۵ قاضى دادگاه به رياست نوراله عزيز محمدى، پس از محاكمه متهمان و دريافت آخرين دفاعيات شان وارد شور شده و با اكثريت آرا حكم به قصاص نفس - اعدام- «ليدا و «صابر» دادند.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 7:49 | لینک  | 

چند سالی هست بخاطر محفل قرآنی و با طراوت بچه ها به حسینیه ای که بچه ها با حضور خودشان مرا هم حذب کردند میروم. بچه ها هر شب یک جز قرآن را تلاوت می کنند و اکثرا خیلی پرجنب و جوش هستند و در عالم بچگی خود شیرین کاریهای زیادی می کنند ولی چیزی که در طول این دو ساعت و نیم آنها را نگه می دارد یکی: معجزه خود قرآن است شما اگر چند بار موسیقی و صدای خواننده مورد علاقه خود را بشنوید تکراری و خسته کننده می شود ولی هر بار که قرآن را می خوانید و یا می شنوید برای انسان تازگی خاصی داره و دوم: کار چند نفر خیر که در طول مراسم تلاوت قرآن جوایزی در چند نوبت بین بچه ها توزیع می شود که بسیار تعیین کننده و تاثیر گذار هست. جالب اینکه بچه ها یی که هنوز بی سواد هستند و مدرسه نرفتند هم حضور پررنگی دارند و از روی دست بچه های باسواد دیگر نگاه می کنند تا خط تلاوت را گم نکنند تا جایزه بگیرند!

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 10:24 | لینک  | 

ضربت شب نوزدهم ماه مبارک رمضان،ضربت به علی(ع) نبود توسط مدعیان نمایندگی خداوند بر روی زمین (خوارج) به کافر زمان (علی (ع) از دیدگاه آنان) بود که حاصل آن ضربت، دو نیمه شدن دین بود نه فرق مولا.

امام علی (ع): اگر مقام ماندی بود به تو نمی رسید.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 7:34 | لینک  | 

چند وقت پیش رئیس قوه قضائیه با روحانیون اهل تسنن دیدار و گفتگوی داشت مراسم تا نماز ظهر برنامه ریزی شده بود که در یک حرکت نمادین (وحدت) روحانیون سنی و شیعی در کنار یکدیگر نماز اقامه شود سنی های متعصب حتی حاظر نشدند اینکار را صوری انجام بدهند! چیزی که خیلی جالب و متاثر کننده بود چند گروه شدن بین اهل تسنن برای اقامه نماز بود حتی خودشان هم همدیگر را قبول نداشتند و گروه های چند نفره و جدا از هم به اقامه نماز پرداختند. وقتی مسلمانان مسیر ولایت را گم می کنند و بعد از پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) فتنه می کنند و بدست نااهلان می سپارند دین به بیراهه میره و بذری که آن سه خلیفه کاشتند ، ثمره آن اختلاف ، تفرقه، جنگ،فقر و بدبختی را برای مسلمانان به ارمغان آورده است. تاریخ همیشه در حال تکرار هست و مسلمانان بدون عبرت و مطالعه و شناخت ولایت تاریخ را دوباره تکرار می کنند. در جنگ جمل که بین ام المومنین (عایشه) همسر پیامبر(ص) و امام علی (ع) بود یکی از اصحاب امیر مومنان (ع) خدمت ایشان آمد و گفت: یا علی(ع) من بین شما و ام المومنین سرگردانم نمیدانم چیکار کنم؟ از یک طرف شما خلیفه مسلمین و داماد پیامبر و از طرف دیگر عایشه همسر پیامبر؟ نمیدانم حق کدام هست؟ شما جای من باشید چه تصمیمی می گیرید و با کدام یک جنگ میکنید؟؟ امیر المومنین (ع) در جواب او موردی را اشاره کردند که در تمامی دورانها اگر ملاک قرار گیرد حق از باطل تشخیص داده می شود و انسان پشیمان و گمراه نمی شود.

حضرت فرمود: انسان ها را با حق بسنج ، نه، حق را با انسان ها

اول حق رابشناس و ملاک درست بودن انسانها را با حق بسنج اگر در مسیر حق بود او راه درست را می رود ولی اگر در مسیر حق نبود آن راه باطل و گمراه کننده ، و اگر انسانها را با حق سنجیدید ملاک انسانها می شوند و خطر گمراهی و لغزش بسیار زیاد.

انعکاس در سایت انتخاب 1 و 2

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 11:10 | لینک  | 

طرح سئوالات شرعی و ... پاسخ روحانیون حاضر در نمایشگاه بین المللی قرآن

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 8:21 | لینک  | 

دیدار با همکلاسی ها و تجدید خاطره با دوستان مدرسه

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 7:40 | لینک  |