تبليغاتX
حیدریم

سفارت پاکستان در ایران خانم مریم بخشی عکاس ایرانی را حمایت کرد و به پاکستان فرستاد تا از زلزله کشمیر عکاسی کند علاوه بر ارسال عکسهایش در خبرگزاریها و پوشش مناسب در مطبوعات! نمایشگاه عکسی از همین خانم با حضور سفرای کشورهای خارجی در خانه هنرمندان ایران بر پا کرد! و سفرای ما در کشورهای دیگه با این حجم وسیع برنامه های مختلف گردو بازی میکنن!! بم کجایی؟؟؟

ادامه عکسها را اینجا ببینید. 

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 20:23 | لینک  | 

یکی نیست به این نیروی انتظامی بگه بابا !! با یه عکاس شهرستانی بدون بیمه در محل کار و ساکن در کرج و واقعا مستضعف که میخواسته در ورزشگاه آزادی در حاشیه دیدار تیم فوتبال پرسپولیس و ملوان از علی پروین در جایگاه مربیان عکاسی کنه! باید بری سراغش و با باتوم به جونش بیافتی و چنان بزنیش که بره تو کما ؟و مشکل نخاع پیدا کنه و یک عمر بیافته گوشه خونه ؟؟؟ آدم با دشمنش هم این طوری برخورد نمیکنه چه برسه به یه هموطن زحمتکش ؟؟؟ بای ذنب ضرب و شتم ؟؟؟

عکسهای حشمت بهادری را اینجا ببینید.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 15:29 | لینک  | 

این ملت سرگردان برای ابتدایی ترین حق شهروندی که یه وسیله حمل و نقل برای رسیدن به مقصده نداره! هر روز صبح برای رسیدن به محل کار با موتور ساعتها تو راهی!چه برسه به وسائل دیگه! مسئولان هم که فقط در حال مبارزه با استکبارند! و هیچ مشکل دیگه ای تو این مملکت نیست!

ادامه این عکسها رو اینجا ببینید.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 9:47 | لینک  | 

 حراج گوسفند!!!

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 19:36 | لینک  | 

امروز برای عکاسی رفته بودم همایش گفتگوی اسلام و مسیحیت متوجه چیزی در دست یکی از کاردینالهای شرکت کننده در همایش که از کلیسای واتیکان اومده بودند شدم خوب که دقت کردم دیدم چیزی شبیه تسبیح خودمونه ! تعجب کردم ! چون انتظار یه چنین چیزی در دست کاردینال کلیسا رو نداشتم من هم همش دنبال المانی برای نشان دادن گفتگو و رو در رویی این دو دین آسمانی بودم خوب گفتم چه چیزی از این بهتر ؟ از همه جالب تر اینکه انتهای این تسبیح یک صلیب بود که تداعی کننده مسیحیت بود از دست و تسبیح که عکاسی کردم  رفتم جلو و دیدم ایشان در حال صحبت با یکی از دوستان مسیحی هست که یه صلیب بزرگ به گردن داشت خواستم این تسبیح را با صلیب بزرگ اون کاردینال عکاسی کنم ولی به یک مشکل برخورده بودم ؟ و اون مشکل این بود که اون آقایی که تسبیح در دست داشت متوجه شده بود که من از تسبیح اون دارم عکاسی میکنم و تسبیح را در مشت خود پنهان کرده بود و هر چی منتظر شدم که تسبیح را رها کنه نشد که نشد ! با خونسردی بهش اشاره کردم که تسبیح را رها کن و اون بلافاصله با کلمات انگلیس چیزهایی را گفت که من هیچ کدومشو نفهمیدم ! پیش خودم گفتم چی بگم که ضایع نشم ؟ گفتم هو آر یو ؟ دیم صورتش برفروخته شد و گفت : هو آر یو ؟ دوباره با صدای بلند تر شروع به گفتن یه سری دیگه کلمات انگلیسی شد. من که دیدم اوضاع خراب شده و مثل اینکه کلمه گفته شده از جانب من بیجا بوده . بعد از تمام شدن کلمات عصبانی اون بهش گفتم : یس اون با چهره برفروخته تر و صدای بلندتری گفت: یس ؟ دوباره قاطی کرد ما هم که دیدم اوضاع داره هی بدتر میشه و از زبان انگلیسی نمیشه استفاده بهینه کرد با زبان فارسی بهش گفتم : آقا جون قاطی نکن هرچی تو میگی درسته تسبیح تم محکم نگهدار یه وقت نزدنش ؟

ادامه عکسها را اینجا ببینید.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 22:20 | لینک  | 

اینی که میگن طرف زیر پاش علف سبز شده اینه ؟

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 17:0 | لینک  | 

تمركز و خواب رويايي مهمانان شركت كننده ! بيشتر براي صرف غذاهاي خوشمزه ايراني و تفريح به ايران تشريف ميارن !!!!!! آخر اين همايشهاي ميلياردي چيه ما نفهميديم ؟؟؟؟

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 14:51 | لینک  | 

دکتر وعیدی معاون لاریجانی و سفیر روسیه در انتظار ورود ایگور ایوانف دبیر شورای عالی امنیت ملی روسیه

ادامه عکسها را اینجا ببینید.

کنفرانس مطبوعاتی لاریجانی بعد از نشست اعضای تروئیکای نم

ادامه عکسها را اینجا ببینید.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 17:55 | لینک  | 

شما هم لاک پشتی هستین ؟ محل کار ما که خیلی زیاده !

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 20:55 | لینک  | 

با خبرنگار گروه دفاع مقدس رفته بودیم بیمارستان طرفه برای مصاحبه از یک جانباز شیمیائی .

وقتی عکس گرفتنم تمام شد رفتم جلو و دستشو گرفتم بوسیدم و اون مقاومت میکرد  میگفت: این چه کاریه ؟ گرفتمش تو بغلم و شروع کردم به بوئیدن لباسش ! تعجب کرد ! گفت : چرا این کار را میکنی ؟ گفتم تو بوی برادرم غلامحسین رو میدی ؟ گفت : مگه برادر تو هم جانبازه ؟ گفتم : جانباز بود گفت : یعنی چی جانباز بود مگه الان دیگه جانباز نیست ؟خدا شفاء داده ؟ گفتم : نه پای راستش در عملیات والفجر ۸ در منطقه فاو رفت رو مین و از ناحیه پا قطع عضو شد و هنوز زخم پاش خوب نشده بود که با مخالفت پزشک معالجش رفت جبهه و در عملیات کربلای ۱ در منطقه مهران به شهادت رسید. اشک تو چشماش جمع شده بود. گفتم : الان که لباستو بو کردم یاد دوران مجروحیتش تو بیمارستان سینا افتادم که همین بو رو میداد ؟ معلومه این بو مال بهشته ؟ هر کسی این بو رو بده مال اونجاست ؟ ولی تو با برادرم یه فرقی داری ؟ گفت : چه فرقی ؟ گفتم : اون یه بار جانباز شد و یه بار هم شهید شد ولی تو هر روز شهید می شی ؟ خوش بحالت !

ادامه این عکسها رو اینجا ببینید.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 18:44 | لینک  | 

وقتی از بالای برج میلاد تهران رو نگاه میکنی ؟ این سئوال برات پیش میاد که تهران به این شلوغی چقدر زمین های خالی و بی فایده داره و هیچ استفاده مفیدی ازش نمیشه ؟ حداقل فضای سبز! که همه دارن از این هوای کثیف خفه میشن و اینقدر عوارض ناشی از هوا ؟

ادامه عکسها رو اینجا ببینید.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 9:44 | لینک  | 

در پشت پرده ؟؟؟

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 20:51 | لینک  | 

عبادات شما انشاء الله قبول حق/ عید سعید فطر مبارکتون باشه

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 15:13 | لینک  | 

ما رفتیم در قسمت خانمها عکس بگیریم آقایان تندرو به ما تذکر دادند و مارو بیرون کردند ولی نمیدونم این خانها با این قیافه تو قسمت آقایان چیکار میکنن ؟ چی بگم ؟ عکس بالا ببینیم یا پائینی رو ؟

ادامه عکسها را اینجا ببینید.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 14:56 | لینک  | 

تشنمه نگاه داره!!! آب خوردن هم باید از شما آدمها ترسید؟

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 17:39 | لینک  | 

باید که راه مستقیم را پیمود.

ادامه عکسها را اینجا ببینید.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 19:49 | لینک  | 

محسن بیشتر وقتها با مادرش تو خونه نماز میخونه! چون مادرش چادر و جانماز داره٬ اون هم  فکر میکنه باید با چادر نماز بخونه!

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 18:55 | لینک  | 

كنار صحن حرم مطهر حضرت عبدالعظيم الحسني (ع) چند نفر سرباز گمان میکنم به بهانه شركت در مراسم احيا از پادگان زده بودند بیرون ٬و از خستگی و سرمای هوا بهم چسبیده بودند و جالب این که نفر اول یه کتاب دعا گذاشته بود روی سرش به نیابت بقیه و همگی بخواب رفته بودند.

ادامه عكسها را اينجا ببينيد.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 22:40 | لینک  | 

چرا نمی فهمی چی حمل میکنی ؟؟؟

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 18:48 | لینک  | 

البته این واقعیت جامعه ماست که جوانها حتی خیلی از آدمهای مثلا حزب اللهی از ارزشها و اعتقادات دور شدن ولی اینطوری هم نیست. من خودم بارها بارها دیدم وقتی روز اهل بیت (ع) شده حالا به هر مناسبت میلاد و شهادت همه اومدن وسط مخصوصا جوانها با هر طرز فکر و قیافه ای! اگر چه خیلی از رفتارهای نسنجیده و از طریق افراد نا آگاه و کج سلیقه به اسلام ضربه های را زدند و گاهی غیر قابل جبران. ولی عشق به اهل بیت (ع) یه چیز دیگس که تو خون هر ایرانی حداقل یه ذرش گیر میاد.

نوشته شده توسط حیدر رضایی در ساعت 20:41 | لینک  |