
یک روز پس از تائید دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان
مهدي كروبي با نگارش نامه اي به نتيجه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اعتراض كرد و با صراحت تاكيد كرد كه دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی داند و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهد کرد . كروبي همچنين اعلام كرد كه براي تغيير وارد عرصه انتخابات شده بود و از مردم عذرخواهي كرد بابت انكه نيروهاي غيبي و ظاهري مانع از تغيير در قوه مجريه شدند . او همچنين با اعتراض به بازداشت هاي گسترده خواستار آزادي تمام زندانيان شده و از مسئولان خواست كه از تمامي انها اعاده حيثيت شود . كروبي اعلام كرد كه در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهد داد و تاكيد كرد كه برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است آمادگي دارد.
متن کامل بیانیه مهدی کروبی
بیانیه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران
بیانیه آیت الله طاهری (امام جمعه سابق اصفهان)

رفتن همیشه تلخ نیست. گاه، رفتنها از همان آغاز، مؤیّد رسیدن است. پرپر شدن، همیشه اشکآلود نیست؛ گاه، حماسهای زبانزد است.
باید این خاک فرارفته تا آسمان را که میراث خونهای شهید و بیباک است، با دستهای خداخواهی و با باور بیتردید، در آغوش بگیریم و پاسدار این مرز روبه خدا باشیم.
هراسی نیست؛ خداوند، بالای سرِ ایمان ما سایه دارد.
هراسی نیست؛ مؤمنان، رستگاران همیشهاند.
«نهراسید و اندوهگین مباشید که شما برترید؛ اگر به خداوند ایمان دارید».
راه بهار، بسته نیست
راه بهار، بسته نیست. هرگوشه اشارت چشمان پیرمیخانه، سجاده به سوی بهار میسازد. شال و کلاه کردهام تا از جاده خونین لالهها بگذرم. میخواهم به جادهای بروم که در آن، علایم راهنمایی بندگی گذاشتهاند؛ جادهای که با لبخند از آن گذشتید و من با وضو باید بگذرم. اکنون، میخواهم با طهارت کلامتان و استعانت شفاعتتان و نیت امامتان، وضو کنم.
لاله، از جویبار خودسازی آب میخورد
خون، اولین رنگ نقاشی ما در بهار بود. پدرم میگفت، اگر لالهای نروید، بهاری نمیآید و من برای آمدن بهار معرفت، هر روز، هزار بار شهید میشوم؛ هر روز، هزار بار روی مین توبه میروم.
پدرم میگفت، لالهها از جویبار خودسازی آب میخورند؛ نه از آبراه خودپرستی. میخواهم جهانی به رنگ مردانگی شما بسازم.
و چقدر زود فراموش شدند! آنها برادران و خواهران ما بودند. و آنان ما را خواهند بخشید!
بیا به بهشت زهرا برویم تا برادرم تنها نماند.
بیا به بهشت زهرا برویم تا با همه احوالپرسی کنیم.
بیا به بهشت زهرا برویم تا با نگاههایشان آشتی کنیم.
سلام کنیم
و شهیدان در ما حضور دارند.
من بارها با شهیدان، در بهشت زهرا، قدم زدهام و برایشان شعر خواندهام.
من، روزی صد بار به بهشت زهرا میروم؛ غربتم را به شهیدان میگویم و آنها روزی هزار بار، مرا به گریه مهمان میکنند.
بیا با شهیدان، مهربانتر باشیم.
بیا با آنان حرف بزنیم؛ سلام کنیم، دست بدهیم!
آنها خواهران و برادران ما هستند.
و... ما را میبخشند.
بیا به بهشت زهرا برویم.
یک، دو، سه؛ شهید!
زینب مسرور
تنور جنگ زبانه میکشید
سیاهی شب بر تن دشت تازیانه میزد
نخلها سر بریده میشدند
آواز در گلوی نیها خشکیده بود
و تنها موسیقی سهمگین خمپارهها و توپخانه، در گوش چنگ میانداخت
لالهها پرپر میشدند!
کسی باید به داد بشریت میرسید!
کسی باید بر میخاست
و آنگاه، برخاستند
لشکر پابرهنه خدا؛
با گامهایی استوار
«ما مسلح به الله اکبریم»
یاد و خاطره ۵۸۶۰ شهید عملیات کربلای یک ۱۰/۴/۶۵ (آزاد سازی شهر مهران) گرامی باد.
